نقشه راه موثر شما برای اجرای استراتژی هوش تجاری موفق

توسط مونا لبید در هوش تجاری، 20 ژوئیه 2018

نقشه راه BI 11 مرحله ای ما برای اجرای موفقیت آمیز استراتژی هوش تجاری شما

احتمال دارد بدانید که کسب و کار شما به هوش تجاری (BI) نیاز دارد. در طول 5 سال گذشته، کلان داده و BI چیزی فراتر از کلمات کلیدی علم داده شده اند. بدون بینش بی‌درنگ نسبت به داده‌هایشان، کسب‌وکارها واکنش‌پذیر باقی می‌مانند، فرصت‌های رشد استراتژیک را از دست می‌دهند، مزیت رقابتی خود را از دست می‌دهند، در استفاده از گزینه‌های صرفه‌جویی در هزینه شکست می‌خورند، رضایت مشتری را تضمین نمی‌کنند… فهرست ادامه دارد. در پاسخ به این نیاز روزافزون به تجزیه و تحلیل داده ها، نرم افزارهای هوش تجاری بازار را هجوم آورده اند. با توجه به مزایای متعدد و هزینه های عدم رشد BI خوب، به راحتی می توان به سرعت راه حلی را اتخاذ کرد.

متأسفانه این رویکرد می تواند فاجعه آمیز باشد. سرمایه گذاری در BI نباید اخیرا انجام شود. چه از ابتدا شروع کنید، چه از صفحات گسترده گذشته یا به دنبال مهاجرت به یک پلتفرم جدید هستید: به یک استراتژی هوش تجاری و نقشه راه نیاز دارید. ما قبلا در مورد هوش تجاری برای مشاغل کوچک صحبت کردیم. اکنون می‌خواهیم با 11 گام زیر یک گام به سوی یک استراتژی هوش تجاری بهتر برداریم. این مراحل برای مشاغلی در هر اندازه ای که به دنبال راه اندازی و مدیریت موفقیت آمیز هوش تجاری خود هستند ضروری است.

محتوای پاداش انحصاری: راهنمای اجرایی کاملا رایگان ما را دریافت کنید! لیست 11 مرحله ای که شما را به خط پایان می رساند را دانلود کنید.
استراتژی هوش تجاری چیست؟

استراتژی هوش تجاری به تمام مراحلی که شما برای پیاده سازی هوش تجاری در شرکت خود انجام می دهید اشاره دارد. این امر تا غواصی در فرآیند BI، تعریف ذینفعان و بازیگران اصلی، ارزیابی وضعیت، تعیین اهداف و یافتن شاخص‌های عملکردی که به شما کمک می‌کند تا تلاش‌های خود را برای دستیابی به این اهداف اندازه‌گیری کنید، پیش می‌رود. شما استراتژی را از نظر چشم انداز، سازمان، فرآیندها، معماری و راه حل ها تعریف می کنید و سپس نقشه راه را بر اساس ارزیابی، اولویت و امکان سنجی ترسیم می کنید.

پیاده سازی هوش تجاری کار آسانی نیست، زیرا از قبل به کار آماده سازی زیادی نیاز دارد، بازیگران مختلف زیادی را جمع می کند و هزینه هایی را در بر خواهد داشت. اما پاداش‌ها تا حد زیادی از هزینه‌های آن بهتر عمل می‌کنند، و به خوبی می‌دانیم که ROI هوش تجاری واقعی است حتی اگر گاهی اوقات تعیین کمیت آن دشوار باشد. هزینه های عدم اجرای آن به خصوص در بلندمدت زیان آورتر است.
چرا به یکی نیاز دارم؟

استفاده از هوش تجاری مهم است – اما نحوه انجام آن نیز به همان اندازه اهمیت دارد. به همین دلیل است که داشتن یک استراتژی BI بسیار مهم است: هیچ ملوانی هرگز کشتی خود را بدون نقشه، تلسکوپ و قطب نما در دریا پرتاب نکرده است. استراتژی خود را دقیقاً به این صورت در نظر بگیرید: تعریف مراحل نقشه راه BI خود، دنبال کردن اهداف خود به عنوان قطب نما برای ماندن در مسیر درست، و سرمایه گذاری و استفاده از ابزارهای مناسب برای دریافت دید عمیق در اطلاعات خود و درک آن.

هر روز اطلاعات یک کسب و کار در حال افزایش است، و حجم داده‌هایی که با آنها سروکار دارد و ذخیره می‌شود، برای پردازش دستی آن‌ها نامتناسب می‌شود – علاوه بر این، تمام داده‌های بدون ساختاری که باید ابتدا پردازش شوند تا درک شوند و بعداً پردازش شوند. استفاده شده. زمان و دانش لازم است تا از چنین دارایی بهترین استفاده را بکنید و همچنین یک برنامه ریزی محکم. اطلاعاتی که یک کسب و کار جمع آوری می کند مملو از بینش های ارزشمندی است که به آن کمک می کند عملکرد خود را اندازه گیری کند، مشتریان خود را درک کند، مزیت های رقابتی را شناسایی کند و موارد دیگر. یک استراتژی به راه حل شما یک جهت و یک هدف می دهد. هوش تجاری بدون استراتژی ممکن است بینش هایی را به همراه داشته باشد، شما را به جایی که می خواهید هدایت نمی کند.

داشتن یک استراتژی BI قبل از اجرای – یا فقط انتخاب – یک سیستم به شما امکان می دهد مطابق با نیازهای خود بهترین گزینه را پیدا کنید. همچنین فرآیند تصمیم‌گیری را که معمولاً هدف شماره یک BI است، تسهیل می‌کند.

مزایای هوش تجاری متعدد و غیرقابل انکار است. اکنون فقط باید به آنجا برسید و آنها را درو کنید!
11 گام در نقشه راه هوش تجاری شما
1. با چشمان کاملا باز وارد فرآیند شوید

هنگامی که راه حل مناسبی برای هوش تجاری داشته باشید، شناسایی روندها، دام ها و فرصت ها در مراحل اولیه آسان است. اما اجرای راه حل مناسب همیشه آسان نیست. در واقع، معمولاً اینطور نیست. ما در اینجا صادق خواهیم بود، حتی بهترین نرم‌افزار نیز برای به حداکثر رساندن پتانسیل خود، نیاز به انجام کارهای سنگین اولیه دارد. اگر با طرز فکر درست وارد شوید، آماده خواهید بود که به مسائلی مانند مشکلات پیچیده داده، مقاومت در برابر مدیریت تغییر، کاهش حمایت مالی، عدم تمایل فناوری اطلاعات و چالش‌های پذیرش کاربر رسیدگی کنید. یادآوری نقاط دردناکی که به ذینفعان و خودتان نیاز دارد، روند رو به جلو را تشویق می کند. ارزشش را خواهد داشت.
2. تعیین اهداف ذینفعان

شانس این است که همه افراد در سازمان شما از افزایش d بهره مند شوند

دسترسی و بینش آتا این بدان معنا نیست که همه آنها سهامداران اصلی هستند. بلافاصله باید مشخص کنید که سهامداران اصلی شما چه کسانی هستند. سپس دریابید که آنها به چه چیزهایی نیاز دارند: حمایت اجرایی قابل مشاهده و صوتی ضروری است. جمع آوری و تنظیم زودهنگام انتظارات تیم اجرایی بسیار مهم است. سپس از کنار تیم اجرایی عبور کنید. آنها اغلب همان دانش خط مقدم را که سایر کارکنان دارند، ندارند. نقاط درد و شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) را در سراسر سازمان جمع آوری و اولویت بندی کنید. ممکن است همه آنها به عرضه اولیه نرسند، اما بهتر است از بزرگ شروع کنید و به عقب برگردید.
3. اسپانسر انتخاب کنید

در حالی که یک استراتژی هوش تجاری باید شامل چندین ذینفع باشد، داشتن یک حامی برای رهبری اجرای آن ضروری است. ممکن است قرار دادن مدیر ارشد اطلاعات (CIO) یا مدیر ارشد فنی (CTO) وسوسه انگیز باشد. این معمولا بهترین رویکرد نیست. باید توسط مدیر اجرایی که مسئولیت اصلی را دارد، تصویری وسیع از استراتژی و اهداف سازمان دارد و می داند که چگونه ماموریت شرکت را به KPIهای متمرکز بر ماموریت تبدیل کند، حمایت شود.

CFO و CMOs مناسب هستند. آنها می توانند اجرای را با یک پرونده تجاری مستند اداره کنند و مسئولیت تغییرات در حوزه را بر عهده بگیرند. البته، هر کسی که اسپانسر انتخاب شده باشد، باید در ارتباط دائمی با CIO/CTO باشد. که ما را به مرحله بعدی می رساند…
4. BI فقط یک ابتکار فناوری نیست

ما در اینجا کمی خودمان را تکرار می کنیم. چون خیلی مهمه برای موفقیت، استقرار باید از همان ابتدا از پشتیبانی حوزه‌های تجاری کلیدی برخوردار باشد. فناوری اطلاعات باید برای اطمینان از حاکمیت، انتقال دانش، یکپارچگی داده ها و اجرای واقعی درگیر باشد. اما هر ذی‌نفع و حوزه‌های تجاری مربوط به آنها نیز باید در طول فرآیند مشارکت داشته باشند.

با درگیر کردن طیفی از ذینفعان، می توانید اطمینان حاصل کنید که سه طبقه گسترده از کاربران هوش تجاری را پوشش می دهید: استراتژیک، تاکتیکی و عملیاتی. این نوع کاربران مختلف به راه حل های سفارشی نیاز دارند. درک اینکه چه کسی از داده ها استفاده خواهد کرد و برای چه اهدافی می تواند نوع اطلاعات مورد نیاز و فراوانی آن را نشان دهد و به تصمیم گیری شما کمک کند.

کسب و کار به عنوان یک کل باید مایل باشد که منابع لازم را اختصاص دهد: کارکنان، منابع فناوری اطلاعات، هزینه ها، و غیره. پیاده سازی BI فقط از بودجه فناوری اطلاعات خارج نمی شود. بهترین استراتژی هوش تجاری این منابع را در ابتدا با اتاق تکان دادن اضافی ارائه می کند.
محتوای پاداش انحصاری: راهنمای اجرایی کاملا رایگان ما را دریافت کنید! لیست 11 مرحله ای که شما را به خط پایان می رساند را دانلود کنید.
5. استخدام یک مدیر ارشد داده (CDO)

برنارد مار، استاد بزرگ داده، درباره ظهور افسران ارشد داده نوشت. در این مقاله، او به یک روند بسیار جذاب اشاره کرد: «Experian پیش‌بینی کرده است که سمت CDO تا سال 2020 به یک نقش استاندارد در سطح هیئت‌مدیره تبدیل می‌شود و گفتگو پیرامون جمع‌آوری داده، مدیریت، بهینه‌سازی و امنیت را به سطح C می‌آورد. ” ما دوست داریم که داده ها به طور دائم به C-Suite منتقل شوند. در حالی که، مانند CIO، CDO احتمالاً نباید حامی اصلی اجرای BI باشد: آنها (یا نقشی مشابه) یک ذینفع کلیدی عالی برای مشارکت هستند. آنها همچنین به احتمال زیاد مالک پروژه پس از تکمیل اجرای اولیه خواهند بود.
6. وضعیت فعلی را ارزیابی کنید

همانطور که قبلاً بیان کردیم: معمولاً استقرار سریع یا آسان نیست. کارهای زیادی برای انجام دادن در قسمت جلویی وجود دارد. یکی از بزرگترین بخش های نقشه راه هوش تجاری باید ارزیابی وضعیت فعلی باشد. اکنون که همه ذینفعان مناسب را روی میز دارید، مرحله بعدی تجزیه و تحلیل پشته نرم افزار فعلی، و فرآیندها و ساختارهای سازمانی پیرامون آن (یا عدم وجود آن) است. ببینید چه چیزی کار می کند، زیرا نمی خواهید یک گزارش یا فرآیند ضروری از قبل را کاملاً حذف کنید. راهی برای ادغام آن در استراتژی جدید پیدا کنید، در غیر این صورت کارمندان ناراحت خواهید شد. از طرف دیگر، هر چیزی را که کار نمی کند مستند کنید. در حال حاضر قادر به پاسخگویی به چه سوالاتی از تجزیه و تحلیل داده نیستید؟ کدام فرآیندها ناکارآمد یا شکسته هستند؟

علاوه بر همه اینها، باید منابع داده ای که در حال حاضر دارید و چگونه ذخیره می شوند را جمع آوری کنید. تصمیم بگیرید که کدام یک برای استراتژی هوش تجاری شما ضروری است. این همچنین باید شامل ایجاد یک طرح برای خدمات ذخیره سازی داده باشد. آیا قرار است منابع داده ناهمگون باقی بمانند؟ یا ساخت انبار داده برای سازمان شما منطقی است؟

مانند تمام این مراحل، هم فناوری اطلاعات و هم ذینفعان مختلف کسب و کار باید در این مرحله سنگین شرکت کنند.
7. داده ها را پاک کنید

داده ها را پاک کنید، تجزیه و تحلیل را پاک کنید. ساده است. پاک کردن داده های شما ممکن است چندان ساده نباشد، اما موفقیت BI شما را تضمین می کند. تضمین یک مدیریت کیفیت داده ها بسیار مهم است، زیرا به شما کمک می کند پاک ترین داده های ممکن را برای فعالیت های عملیاتی بهتر و تصمیم گیری با تکیه بر آن داده ها حفظ کنید.

در واقع، تخمین زده می شود که هر ساله داده های با کیفیت پایین بیش از 9.7 میلیون دلار برای آمریکا هزینه داشته باشد

فقط n کسب و کار، زیرا بر قیمت نهایی، بهره وری و در نهایت ROI کلی تأثیر می گذارد. البته، نباید بیش از حد نسبت به کیفیت داده‌های 100% خالص وسواس داشت، زیرا کمال وجود ندارد، و به ویژه به این دلیل که هدف ایجاد تصورات ذهنی از اینکه داده‌های با کیفیت بالا هستند یا نیستند، نیست. هدف افزایش بازگشت سرمایه (ROI) دپارتمان شما – و هر بخش دیگری – است که بر این داده ها متکی است.
8. یک «فرهنگ داده‌ها» ایجاد کنید

با توسعه Agile، مستندات گسترده به یک مجوز تقلبی تبدیل شده است. دیکشنری های داده های بزرگ می توانند دست و پا گیر و به روز نگه داشتن آنها سخت باشد. گفته می شود، برای موفقیت هوش تجاری، حداقل باید در مورد تعاریف داده ها و محاسبات تجاری اتفاق نظر وجود داشته باشد. عدم توافق بر سر تعاریف یک مشکل گسترده در شرکت های امروزی است. به عنوان مثال، امور مالی و فروش ممکن است «حاشیه ناخالص» را متفاوت تعریف کنند، که منجر به عدم تطابق تعداد آنها می شود. برای خنثی کردن این موضوع، همه شرکت‌های کوچک و متوسط ​​را در یک میز قرار دهید تا تعاریف را مشخص کنند. سپس برای انتقال دانش، مخزن مناسب برای سازمان خود را برای میزبانی این اطلاعات انتخاب کنید.
9. شاخص های کلیدی عملکرد (KPI) را شناسایی کنید

KPI ها مقادیر قابل اندازه گیری هستند که نشان می دهند یک شرکت چقدر به طور موثر به اهداف تجاری خود دست می یابد. آنها در هسته یک استراتژی BI خوب قرار دارند. شاخص‌های کلیدی عملکرد نشان‌دهنده مناطقی هستند که کسب‌وکارها در مسیر درست قرار دارند و در آن‌ها به بهبود نیاز است. هنگام اجرای استراتژی BI، مهم است که استراتژی فردی شرکت را در نظر بگیرید و KPIها را با اهداف شرکت هماهنگ کنید. ممکن است ایجاد KPI برای همه چیز وسوسه انگیز باشد. این می تواند یک قطار فراری باشد. بهتر است با مهمترین KPIها شروع کنید. سپس استانداردها و حاکمیت را با در نظر گرفتن مثال های KPI ایجاد کنید. همیشه می توانید بعداً این موارد را گسترش دهید.
10. ابزار / شریک مناسب برای کسب و کار خود را انتخاب کنید

در مرحله 10 بالاخره به انتخاب یک نرم افزار/شریک BI می رسیم. بله، شما تا این حد در نقشه راه هوش تجاری خود هستید و هنوز ابزاری ندارید. با آماده سازی مناسب از طریق مراحل 1-9، بهترین گزینه برای یافتن ابزار مناسب و اجرای موفقیت آمیز آن خواهید بود. در طول این فرآیند، شما باید یک مقایسه ابری در مقابل در محل را انتخاب و انجام دهید. شما همچنین باید مطمئن شوید که راه حلی را انتخاب کنید که بتواند در مقیاس کوچک اما به راحتی با رشد شرکت و نیازهای شما شروع شود. به دنبال راه حل های انعطاف پذیری باشید که نیازهای همه کاربران شما را برطرف می کند. از مزایای آزمایشی رایگان استفاده کنید و در این مرحله عجله نکنید!
11. رویکرد مرحله ای را دنبال کنید

رم در یک روز ساخته نشد: BI شما نیز ساخته نخواهد شد. یک استراتژی موفق BI رویکردی تکراری دارد. “قابل عمل” فکر کنید و قدم های کوچک بردارید. چند KPI را انتخاب کنید و چند داشبورد تجاری به عنوان نمونه بسازید. بازخورد جمع آوری کنید. هر چند هفته یک بار با نسخه های جدید تکرار کنید. به طور مداوم از خود بپرسید چه چیزی کار می کند و چه سهامدارانی از آنها سود می برند.

یک نقشه راه خوب BI تاریخ پایانی ندارد. سازمان شما باید در بلندمدت روی آن سرمایه گذاری کند. شما باید به طور مداوم فرآیندها، داده ها و گزارش های خود را اندازه گیری و اصلاح کنید. اجازه ندهید که راکد شود: به طور مداوم میله را بالا ببرید.
چگونه یک استراتژی هوش تجاری ایجاد کنیم

همانطور که در طول این مقاله دیدیم، زمانی که می‌خواهید یک استراتژی BI جدید ایجاد و پیاده‌سازی کنید، باید موارد زیادی را در نظر بگیرید. بیایید همه چیزهایی را که باید قبل از آن فکر کنید در اینجا خلاصه می کنیم:

ارزیابی وضعیت: تجزیه و تحلیل ساختار سازمانی، فرآیندها و پشته نرم افزار – یا عدم وجود چنین مواردی. برای صرفه جویی در وقت شما در فرآیندهای در حال کار، بدانید چه چیزی کار می کند و چه چیزی نیست. از خود سوالات تجاری درست بپرسید و اهداف استراتژیک را که می خواهید به آن برسید تعریف کنید.
ساختن نقشه راه BI: ایجاد مراحلی که باید دنبال کنید مانند نگاه کردن به برنامه سفر خود قبل از رفتن به جاده است. شما از همه چیزهایی که پیش خواهد آمد آگاه هستید و در مقابل غافلگیری ها و مشکلات برای رسیدگی بیشتر آماده هستید.
تعریف تیم خود: از رئیس BI گرفته تا تحلیلگر کسب و کار و توسعه دهنده، شما به یک تیم قوی با نقش های روشن نیاز دارید که قادر به انجام وظایف مختلف در نقشه راه شما باشد.
سازماندهی سیستم BI خود: انبار داده، منابع داده، نرم افزارهایی که بینش ها را به دست می آورند… تفکرات زیادی در پشت این موضوع وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود، زیرا این ابزار مرکزی شما برای پیمایش داده های شما و ارائه تحلیل های روشنگر خواهد بود. وقتی می دانید کجا و با چه کسی می روید، نباید به طور تصادفی مانت را انتخاب کنید!
برای رفتن به جاده آماده شو، جک! به قول یکی، شما اکنون آماده غر زدن هستید! شما تمام کلیدها را در دست دارید تا اولین مرحله از نقشه راه خود را شروع کنید و استراتژی جدید BI خود را راه اندازی کنید. در اجرای هوش تجاری خود موفق باشید!

محتوای پاداش انحصاری: راهنمای اجرایی کاملا رایگان ما را دریافت کنید! لیست 11 مرحله ای که شما را به خط پایان می رساند را دانلود کنید.

قدرتی که یک استراتژی قوی BI می تواند برای کسب و کار شما به ارمغان بیاورد، قانع کننده است – اگر به درستی انجام شود. با این 11 مرحله، نقشه راه هوش تجاری شما ممکن است کمی دلهره آور به نظر برسد. اما بدون آنها در نهایت با سردرد بزرگتری مواجه خواهید شد. وقتی دان

درست است، پیاده سازی BI هدیه ای است که مدام می دهد. شما فقط باید به استراتژی هوش تجاری خود پایبند باشید تا به آن برسید.

منبع:

datapine.com

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید