مدت زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

این روز ها عناوین و مطالب زیادی در خصوص اینکه بیگ دیتا (ابر داده، عظیم داده) هر بُعدی از ابعاد زندگی را تغییر خواهد داد می شنویم. همچنین جملاتی در خصوص اثر گذاری بیگ دیتا بر روی صنعت تبلیغات نیز به گوش می رسد.

به جای دل سپردن به اتفاقات و شانس تبلیغ کننده ها باید بصورت دقیق بررسی کنند که بیگ دیتا چه چیزهایی را تغییر داده و چه چیز هایی ثابت مانده اند.

تبلیغات بصورت پایه ای برقرار کردن ارتباط و مطلع کردن افراد و مشتریان در خصوص یک خدمت یا محصول است. اما مصرف کنندگان متفاوت نیاز به شنیدن پیام متفاوتی دارند. حتما قبول دارید که مصرف کنندگان امروزی به سرعت به موبایل ها متصل می شوند و به تعداد آن ها نیز لحظه به لحظه اضافه می شود.

بیگ دیتا پیام های حاصل از این حجم کاربری عظیم موبایل را پالایش می کند و با کمک تحلیل های پیش بینی کننده (پیش نگر) پیش بینی می کند که مصرف کنندگان تمایل دارند چه چیزی ببینند و بشنوند و در مجموع دیدگاه های جدیدی ایجاد می کند تا بدانیم آن ها چه چیزی باید دریافت کنند. همه این ها دلیلی بر اثبات این مدعاست که انقلابی در حال رخ دادن است. رویکرد مصرف کنندگان و تبلیغ کنندگان در حال تغییرات اساسی است.

باید پیام ها را به نام مشتریان خود بسازید.

 

الگوریتم ها و هدف گذاری

چیزی که اکثرا به آن فکر نمی کنند کارکرد مشترک تبلیغات و بازاریابی و بیگ دیتاست. شرکت نت فلیکس نمونه فوق العاده ای از این موضوع است. این شرکت تبلیغات ندارد اما به شدت به الگوریتم ها برای پیشنهاد دادن و نمایش به کاربران خود استفاده می کند. این الگوریتم ها با کاهش رویگردانی مشتریان و بازاریابی صحیحی و نمایش محتوای مناسب و صحیحی به مخاطب صحیح در هر سال یک میلیون دلار ذخیره می کند.

دیتا و تبلیغات

با وجود اینکه کاری کم سابقه و غیر معمول بود، نت فلیکس سعی کرد محتوای خاصی را برای مشتریان و بازدید کنندگان خاصی نمایش دهد. کاری که امروزه آمازون، یوتیوب و استیم دائما در حال انجام آن هستند.

این الگوریتم ها برای بروز ماندن نیاز به ورودی جریانی ثابتی دارند. اما امروز این دیتا همه جا وجود دارد. کاربران اینترنت این جریان ثابت دیتا را نه فقط در شبکه های اجتماعی و وب سایت های چندرسانه ای بلکه در هرجایی که ردپای دیجیتال آن ها ثبت می شود بوجود می آورند.

این موارد فرصت ها و چالش های جدید شرکت ها و متخصصان تبلیغات را بصورتی متفاوت تر از قبل مشخص می کند. از یک طرف رد پای دیجیتال افراد مشخص می کند که واقعا آن ها چه می خواهند از طرف دیگر این ردپا دقت بسیار بالاتری نسب به روش های سنتی جمع آوری اطلاعات دارد. اما چالش بزرگی نیز در خصوص امنیت و محرمانگی اطلاعات خصوصی افراد بوجود می آید. این فقط یک مورد اخلاقی نیست. تبلیغ کننده ها و وب سایت هایی که به شکل غیر اخلاقی و بدون اطلاع ار دیتای کاربران خود استفاده می کنند با واکنش شدید کاربران، دچار مشکلات اساسی خواهند شد.

تبلیغات هدفمند امروزه در حال اوج گیری است و از آنجایی که تبلیغ کننده ها دیتای بیشتری از کاربران جمع آوری می کنند هدف گذاری ها بیشتر حالت شخصی به خود خواهد گرفت و موثر تر خواهد شد. تبلیغ کننده ها به جای اینکه به دنبال دریافت دیتای بیشتر از کاربران باشند باید به دنبال دریافت دیتای دقیقتر از کاربران باشند تا بتوانند ذائقه آن ها را بهتر تشخیص دهند.

تغییر حالت تبلیغات

بیگ دیتا می تواند اطلاعات جدیدی از هر کاربر را کشف کند اما تبلیغ کننده ها باید ماهرانه پیام های مناسب برای دریافت نظر و حس کاربر ارسال کنند. اما با این بینش جدید تبلیغ کنندگان می توانند استراتژی صحیحی تری برای کسب و کار خود طراحی کنند. البته این موضوع جدیدی نیست. ظهور بازاریابی محتوا (Contect Marketting) که یکی از ذینفعان بیگ دیتاست قبل از اینترنت هم وجود داشته است.

منبع

 

پاسخ دهید