کوچینگ سازمانی چیست؟ و نقش آن در سازمان به چه شکل است؟

مقدمه

در دنیای امروز، کوچینگ رشد بسیار بالایی دارد و مزایا و ارزش‌های قابل توجهی برای سازمان‌ها ایجاد‌ می‌کند. 80 درصد افراد اذعان دارند که کوچینگ اعتماد‌ به‌ نفس‌ آنها را افزایش داده است. بیش از ۷۰ درصد افراد رشد و پیشرفت عملکرد کاری را از نتایج کوچینگ می‌دانند.

کوچینگ سازمانی چیست؟ و نقش آن در سازمان به چه شکل است؟کوچینگ چیست؟ کوچینگ یعنی چه؛ کوچینگ کسب و کار

کوچینگ سازمانی

کوچینگ سازمانی بستر بسیار ارزشمندی برای توسعه فردی مهیا می‌کند. مدیران گاهی اوقات با کارمندانی مواجه می‌شوند که از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برند. قدیمی‌ترین رویکرد ممکن در مواجهه با چنین افرادی فرستادن آن‌ها به دوره‌ها و کارگاه‌های افزایش اعتماد‌به‌نفس است.

نکته

افرادی که در چنین دوره‌هایی شرکت می‌کنند استراتژی جدیدی برای ارتباط برقرار کردن با دیگران می‌آموزند اعتماد به نفس خود را افزایش دهند، ولی متأسفانه این دوره‌ها تأثیر ماندگاری زیادی ندارد. شاید رفتارهای فرد به ظاهر تغییر کند اما باید نحوه نگرش و تفکر او نیز متحول شود. اینجاست که کوچینگ سازمانی تأثیر و کارآیی خود را نشان می‌دهد. مدیران نباید تأثیر کوچینگ را بر روی افراد و کسب و کارها دست کم بگیرند، باید رویکرد کاری خود را تغییر دهند.

نکته

به عنوان مثال وقتی اعتماد به نفس را در کارکنان افزایش می‌دهید، آن‌ها بیشتر برای کارشان مایه می‌گذارند، شاهد رشد و پیشرفت مثبت سازمان و کارکنان و دلبستگی و تعهد بیشتر کارکنان به سازمان خواهیم بود.

تفاوت کوچینگ درون سازمانی و برون سازمانی

روابط کوچینگی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

  • کوچ برون سازمانی عضوی از سازمان یا ساختار مدیریتی سازمان به شمار نمی‌رود.
  • کوچ درون سازمانی یا مدیر در نقش کوچ در واقع مدیر یا رهبری است که برای اعضای تیمش نقش یک کوچ را ایفا می‌کند.

روش کاری این دو متفاوت از یکدیگر می‌باشد اما در کل می‌توان وجوه اشتراک متعددی برایشان در نظر گرفت.

کوچینگ برون سازمانی

در این حالت، کوچ تخصصی در زمینه موضوع فعالیت سازمان ندارد و نتایج حاصل از تصمیم‌گیری‌های سازمان برای او هیچ منفعتی در پی نخواهد داشت. به علاوه از فردی که قرار است کوچ شود، هیچ پیش‌زمینه ذهنی‌ای ندارد؛ به احتمال قوی کوچ فرد را نمی‌شناسد و هیچ ایده‌ای از کیفیت عملکرد فرد در محیط کار ندارد.

کوچینگ درون سازمانی

در این حالت کوچ می‌تواند از کیفیت و نحوه تصمیم‌گیری‌ها بسیار نفع ببرد، به علاوه کوچ در زمینه موضوع فعالیت سازمان اطلاعات و تخصص قابل توجهی دارد. در ضمن کوچ فردی را که قرار است کوچ شود، خیلی خوب می‌شناسد؛ به احتمال زیاد برای مدت زمان مشخصی مسئولیت مدیریت آن‌ها را به عهده داشته و می‌داند کوچینگ چه نتایجی را برای او در پی خواهد داشت که این نتایج الزاماً نباید مثبت باشند.

در نتیجه کوچ درون سازمانی باید:
  • ایده‌هایی را که درباره فرد و کارآیی او در ذهن دارد، کنار بگذارد.
  • باید بکوشد تا بر روی فرآیند کوچینگ تمرکز کند و از این طریق فرد را بشناسد.
  • تخصص و مهارت خود را در زمینه موضوع فعالیت شرکت کنار بگذارد و به فرد کمک کند تا راهکارهای منحصر به خودش را بیابد. بهتر است اظهار نظر نکند و فقط سؤالاتی با پایان باز بپرسد. (بنابراین نباید گفت؛ تا حالا به این فکر کرده‌اید که راهکار x را انجام دهید؟)
  • نباید از همان ابتدا به سراغ راهکار بروید، باید به فرد کمک کنید تا به شیوه خودش مشکل را بررسی کند. برای این منظور می‌توانید در مورد ماهیت مشکل پرسش‌هایی مطرح کنید یا از او بخواهید درباره یک راهکار احتمالی فکر کند.
  • این که بدانید فرد چه نیتی در سر دارد، قرار است فرآیند و موضوع کوچینگ به چه نحو باشد، دیگر به بیراهه نمی‌روید.
تفاوت بیزینس کوچینگ با کوچینگ سازمانی

یک بیزینس کوچ بیشتر روی تجزیه و تحلیل کسب و کار و توسعه بخش‌های مالی و خروجی مجموعه می‌پردازد در حالیکه کوچ سازمانی علاوه بر این موارد بر سلامت کلی یک تجارت و میزان تطابق آن با دیدگاه مردم در جامعه تمرکز دارد.

مثال

کوچینگ سازمانی را می‌توان به آب تشبیه کرد. زمانی که آب صاف و زلال باشد درون آن بخوبی قابل مشاهده است و هر اجزای اضافه و مانعی باشد براحتی می‌توانید آن را کنار بزنید اما زمانی که آب کثیف و کدر باشد دیدن داخل آن ممکن نیست و این داستان بسیاری از سازمان‌هاست. افراد از درون سازمان همه چیز را با نقطه نظرات خود می‌بینند و گاهاً این دیدگاه‌ها با واقعیت بیرونی مغایر است. کوچ سازمانی فرصت‌ها و موانع سازمان شما را شناسایی و پتانسل‌های موجود آن را حل می‌کند.

ارتباط کوچینگ سازمانی و افزایش عملکرد سازمان‌ها
  • کوچینگ سازمانی توانایی‌های فردی را تقویت کرده و آن‌ها را مسئولیت‌پذیر بار می‌آورد.
  • دل‌مشغولی و تعهد کارکنان را افزایش می‌دهد.
  • عملکرد فردی را بهبود می‌بخشد.
  • کمک می‌کند تا فرد پتانسیل‌های خود را شناخته و گسترش دهد.
  • کوچینگ کمک می‌کند تا افراد و سازمان‌ها نقاط قوت و توانایی‌های خود را بشناسند و فرصت بیشتری برای رشد و پیشرفت کردن داشته باشند.
  • کوچینگ به افراد انگیزه می‌دهد و توانایی‌هایشان را بیشتر می‌کند.
  • کوچینگ بیانگر آن است که سازمان برای منابع انسانی خود ارزش و اهمیت قائل است.

میزان بهره‌وری کوچینگ

ویلیام مویر بیولوژیست دانشگاه پرود آریزونا است که مرغ‌ها را به عنوان سوژه مطالعاتی خود انتخاب کرد تا ببیند چگونه می‌تواند بهره‌وری مرغ‌ها را افزایش داده و باعث شود بیشتر تخم بگذارند. مرغ‌ها به مانند انسان‌ها موجوداتی اجتماعی بوده و به صورت دسته جمعی زندگی می‌کنند.

مرحله اول

مویر یک گله مرغ با سطح بهره‌وری متوسط انتخاب کرد و آن‌ها را برای ۶ نسل به حال خود رها کرد، این گله را به عنوان شاخص کنترل در نظر گرفت. یک گله دیگر شامل مرغ‌هایی با بیشترین بهره‌وری (میزان تخم‌گذاری) جدا کرد تا یک گله بسیار عالی و درجه یک داشته باشد. به عبارت دیگر بهترین مرغ‌ها را برای تولید نسل و زاد و ولد انتخاب کرد.

مرحله دوم

بعد از ۶ نسل به سراغ گله مرغ‌هایی رفت که سطح بهره‌وری آن‌ها در حد متوسط بود. طبق مشاهدات این مرغ‌ها بسیار خوب گوشت آورده بودند، پرهایشان پرپشت بود و بهره‌وری‌شان به طور شگفت‌انگیزی بهبود یافته بود.

مرحله سوم

وقتی به سراغ گله مرغ‌های درجه یک رفت، دید که تنها ۳ مرغ زنده مانده‌اند. این سه مرغ به مرغ‌های دیگر نوک زده و تمامشان را به هلاکت رسانده بودند. حتی آن سه بسیار عالی و درجه یک هم نتوانسته بودند به اندازه آن گله سالم و پر گوشت سطح متوسط تخم بگذارند.

سخن پایانی

می‌توان چنین نتیجه گرفت که مرغ‌هایی که بهره‌وری بسیار بالایی داشتند، برای رسیدن به این سطح از بهره‌وری سایر مرغ‌ها را تحت فشار گذاشته و بهره‌وری آن‌ها را کاهش داده بودند. شاید بتوان نتایج کار تحقیقاتی مویر در مورد استخدام افراد با استعداد هم مصداق داشته باشد. چنین رویکردی نمی‌تواند مؤثر واقع شود.

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید